مقدمه

مجازات سالب آزادي از دير زمان در جوامع مختلف براي دفاع از جامعه و حفظ نظم و امنيت و گاه به­خاطر مصالح و منافع سياسي نظام­ها مورد استفاده قرار مي­گرفته است. با گذشت زمان هدف استفاده از اين مجازات توسعه يافته و به­منظور اصلاح مجرمين، درمان و بازپروري آنان براي بازگشت مجدد به جامعه و نيز پيشگيري از وقوع مجدد جرم مورد استفاده قرار مي­گرفت. اما اينكه چقدر در برآوردن اهداف متذكره موفق بوده است از نقطه نظر محققان اين رشته،  مورد بحث و بررسي قرار خواهد گرفت. 

1- تبيين مسأله تحقيق

مجازات حبس پس از آنكه به جاي مجازات­هاي بدني در نظام­هاي حقوقي نقش مجازات اصلي و مؤثري را ايفا مي­كرد گذشت زمان و تجربه نشان داد كه اين مجازات چنانچه انتظار مي­رفت در اهداف خود چندان مؤثر و كارآمد نبوده است، و زندان به­جاي پيشگري از ارتكاب جرم و اصلاح مجرمين به محل فراگيري جرايم جديد و فنون و شيوه­هاي متنوع ارتكاب جرايم تبديل شده است. مجازات زندان، بر تكرار جرم نه تنها فايق نيامده است بلكه موجب افزايش آن شده است و بجاي اينكه نقش پيشگيرانه و بازدارندگي داشته باشد نقش جرم­زايي دارد. لذا ‌نياز است قانونگذار افغانستان نيز در راستاي سياست قضايي مبتني بر حبس زدايي و بازانديشي در سياست جنايي تقنيني مبني بر توسل بي­رويه و افراطي به مجازات حبس­، با لحاظ جايگاه كيفر حبس در نظام جزايي اسلام­ و با رويكرد اصلاحي، تجديد نظر نموده و تصوير مطلوب و كارآمدي از مجازات حبس و نيز جايگزيني اقدامات ديگري كه خاصيت ترهيبي، ‌اصلاحي و تربيتي و مؤثريت بيشتري دارد را در حقوق كيفري افغانستان ترسيم نموده و تطبيق نمايد.

2- ضرورت و اهميت تحقيق

چنانچه امروزه در قوانين كيفري افغانستان و در دستگاه قضايي حبس محوري حاكم است و مجازات زندان به­عنوان يكي از عمده­ترين مجازات­ها مورد استفاده وسيع قرار مي­گيرد، كه باعث ايجاد بحران در نظام حقوقي كشور گرديده است. مرور بر تحولات تاريخي اين نهاد كيفري و بررسي معايب و چالش­هاي آن در گذر تاريخ و تبيين جايگاه آن در عصر امروزي، مي­تواند ياريگر و راهنما براي قانونگذار و دستگاه قضايي كشور در زمينه بكارگيري از اين نهاد و نيز اتخاذ سياست­هاي جنايي تقنيني، قضايي و اجرايي باشد.

 

3- سؤالات تحقيق

الف) سؤال اصلي

جايگاه و كاربرد مجازات­هاي جايگزين زندان در حقوق افغانستان چگونه است؟

ب) سؤالات فرعي

1-ماهيت حقوقي و مباني مشروعيت مجازات زندان در حقوق كيفري موضوعه، در نظام كيفري اسلام و نظام كيفري افغانستان چيست؟

2-آيا زندان وسيله نهايي و بي بديل پيشگيرانه و اصلاحي در زمينه جرم ، بزهكاري و تخلفات است؟

3-كاربرد زندان در افغانستان از چه پيشينه اي برخوردار است؟

4-در صورت استفاده از مجازات­هاي جايگزين چه چالش­ها و راهكارهايي وجود خواهد داشت؟

4- فرضيه­های تحقیق

1-مجازات زندان به­عنوان مجازات اصلي در حقوق كيفري موضوعه و نظام كيفري افغانستان مطرح بوده است در حاليكه در نظام كيفري اسلام چنين جايگاهي ندارد بلكه ازكاربرد محدود و معدودي برخوردار است.

2-امروزه ناكارآمدي زندان باعث شده است كه نظام­هاي حقوقي رويكرد جديد حبس زدايي و جايگزيني آن با كيفرهاي اجتماعي را دنبال كنند؛ در حاليكه در انديشه ديني مجازات زندان را نه مطلقاً تجويز كرده و نه آن را بطور كلي قابل حذف مي­داند.

3-تاريخ، قانونمندي و ملايم­تر كردن مجازات­ها بخصوص مجازات زندان را دست­آورد دوره سلطنت شاه امان­الله مي­داند. در عصر كنوني با وضع قوانين و مقررات جديد اصلاح زندانها با در نظرداشت معيارهاي بين­المللي، استفاده از اقدامات تأميني و تربيتي و نيز بديلهايي براي مجازات زندان از قبيل آزادي مشروط، عفو و تخفيف، تعليق مجازات­ها مطرح است.

4-چنانچه جرايم و مجرمين در سطح مساوي و يكساني قرار ندارند، لذا هرگز نمي­توان مجازات زندان را بي بديل و تنها چاره براي پيشگيري از بزهكاري و اصلاح مجرم و بزهكار تلقي كرد. اما از آنجا كه حبس محوري بر نظام كيفري افغانستان حاكم است و نيز مشكلات فساد اداري، استفاده جويي­هاي مقامات بانفوذ كشور، عدم حاكميت قانون در تطبيق مجازات­ها بويژه مجازات زندان و مسايلي از اين قبيل، باعث ايجاد بحران در كشور شده است، استفاده از مجازات­هاي جايگزين را چنانكه در غرب و كشورهاي مترقي مطرح است در كشور مشكل مي­نمايد. زيرا فقدان يك ميكانيزم معياري و بين­المللي، به جاي بهبود، مشكلات فراواني را به ارمغان خواهد آورد. مگر اينكه تحولي در عرصه تقنين و قضا و نيز تطبيق و اجراي مجازات­ها بوجود بيايد.

5- پيشينه تحقیق

تحقيقات علمي گسترده­اي در زمينه تبيين جايگاه مجازات زندان در نظام­هاي حقوقي، مباني، اهداف و انواع زندان­ها،‌ كيفيت تطبيق آن و ساير مسايل مربوط به آن، و همچنين در زمينه بررسي امتيازات و مشكلات  كه اين مجازات بوجود آورده است صورت گرفته است. در اكثر مباحث حقوق جزاي عمومي و قوانين اجراآت جزايي، محققان علوم جزايي به اين مباحث پرداخته­اند. اخيراً‌ تحت عنوان شاخة جديدي از علوم جنايي يعني «كيفرشناسي»،‌ مجازات زندان و مجازات­هاي جايگزين آن به عنوان «كيفرهاي اجتماعي» مطرح است. اما متأسفانه در سال­هاي گذشته بدليل چالش­هاي موجود در حكومت و عدم ثبات سياسي در كشور، در مجموع‌ در بخش حقوق جزا كمترين توجه صورت نگرفته است. و با وجود داشتن قوانين جزايي و وضع قوانين و مقررات جديد در رابطه با نحوه اداره محابس و توقيف خانه­ها، ‌رعايت حقوق زندانيان، به راه انداختن پروژه­هاي اصلاح زندان­ها به كمك سازمان­هاي بين­المللي هنوز مطالعه دقيق و مؤثري در زمينه صورت نگرفته است و آثار اندكي از نويسندگان و استادان دانشگاه­ها به­چشم مي­خورد، كه نمي­تواند پاسخگوي تمام نيازمندي­هاي علمي در اين زمينه باشد؛ در مجموع مي­توان گفت كه از لحاظ منابع پژوهشي در زمينه حقوق جزا در فقر قرار داريم.

6- هدف تحقيق                    

هدف تحقيق حاضر، تبيين ماهيت حقوقي مجازات زندان ومجازات­هاي جايگزين در قوانين جزايي افغانستان و بررسي امتيازات و كاستي­هاي آن مي­باشد.

7- جنبه نوآوري تحقيق

جنبه جديد بودن و نوآوري پژوهش در اين است كه كيفر شناسي به­عنوان رشته مستقل و يكي از شاخه­هاي علوم جنايي در افغانستان تازگي دارد. بررسي جايگاه مجازات زندان با رويكرد حقوق كيفري افغانستان تحت عنوان مستقل، در آثار محققان و نويسندگان كشور به­چشم نمي­خورد. در پژوهش حاضر عليرغم اختصار تلاش شده است كه برعلاوه اشاره به نكات مهم و اساسي و نظريات متفكران و حقوقدانان در اين زمنيه به تدابير پيشنهادي جايگزين نهاد زندان، در نظام جزايي كشور پرداخته شود.

8- روش تحقيق و شیوه گردآوری مطالب

روش تحقيق در پژوهش  حاضر تحليلي- توصيفي بوده است، و آثار نويسندگان و صاحب­نظران برجسته حقوق جزاي كشور جمهوري اسلامي ايران و قوانين نافذه جمهوري اسلامي افغانستان منابع اين تحقيق را تشكيل مي­دهد. شيوه گردآوري اطلاعات كتابخانه­اي مي­باشد.

9- سازماندهی تحقیق

پژوهش حاضر در دو بخش كلي تحت عناوين «مفاهيم و كليات» و «تدابير جايگزين زندان» ترتيب يافته است، كه بخش اول در فصل اول در دو مبحث به كليات مجازات­ها و مجازات زندان پرداخته شده است. در فصل دوم نظام­هاي كيفري حاكم بر زندان­ها، طبقه­بندي مجازات زندان و ايرادات وارده بر مجازات زندان بيان شده است. بخش دوم اين تحقيق، تحت عنوان «تدابير جايگزين مجازات زندان» در دو فصل به مباحثي از قبيل تدابير مربوط به نحوه اجراي مجازات زندان، چگونگي اجتناب از مجازات زندان، تدابير جايگزين، تطبيق جايگزين­ها اختصاص داده شده است، كه در مجموع 77 صفحه را در بر گرفته است.